rihanna

salam

راز خوشبختی در.......

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا ...

برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟"

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولت بود .



برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 11
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 ارديبهشت 1391ساعت 9 AM  توسط nazi 

تبریک سال نو

 

 

 

 

 

اس ام اس های خنده دار عید نوروز 1391 - www.RadsMs.com

 

 

بیامد شاهد شیرین نوروز
بنازم سفره ای هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل
بریزد اشـک مشک آگین نوروز
عیدتان مبارک

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 17
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 فروردين 1391ساعت 12 AM  توسط nazi 

کمی هم فلسفی فکر کن

به نام خدایی که عشق را افرید

سلام  جیگرا اگه بدونین دیشب چی شد!خیرسرم  

 

به نفسم گفتم بره تو وبلاگم بی ذوق بیشعور به جای

 

اینکه ازم تعریف کنه رید تو حالم گفت چقد وبت

 

مزخرفه اصلا ارزش خوندن نداره  جون من راس

 

میگه؟واقعا مسخرس میگفت مطالب فلسفی بریز

جاتون خالی کلی بش خندیدم ولی از اونجایی که من

 

خرابشم گفتم چشم میریزم.پس این اپمو تقدیم میکنم

 

به  نفسم تا بدونه چقد دوسش دارم البثپته اینقد بی

 

احساسه که نگو 


 

 

فلسفه ی عشق

در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه

 

احساسات در آن زندگی می

 

کردند:شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات.


روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق

شدن است. بنابراین هر یک شروع به

تعمیر قایقهایشان کردند.

 

اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره

بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی

آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت تا برای نجات خود

از دیگران کمک بخواهد.

در همین زمان او از ثروت با کشتی با شکوهش در

حال گذشتن از آنجا بود کمک

خواست.

ثروت، مرا هم با خود می بری؟”

ثروت جواب داد:

“نه نمی توانم، مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق

هست، من هیچ جایی برای

توندارم.”

عشق تصمیم گرفت از غرور که با قایقی زیبا در حال

رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.

غرور لطفاً به من کمک کن.”

“نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است

قایقم را خراب کنی.”

پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست

کمک کرد.

غم لطفاً مرا با خود ببر.”

 

“آه عشق. آن قدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها

باشم.”

شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در

خوشحالی بود که اصلاً

متوجه عشقنشد.

 

ناگهان صدایی شنید:

“بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”

 

صدای یک بزرگتر بود. عشق آن قدر خوشحال شد ک

ه حتی فراموش کرد اسم ناجی

خودرا بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند، ناجی به

 راه خود رفت.

عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود

مدیون است از دانش که او هم

ازعشق بزرگتر بود پرسید:

” چه کسی به من کمک کرد؟”

دانش جواب داد: “او زمان بود.”

زمان؟! اما چرا به من کمک کرد؟”

دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد:

“چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند.”

 فلسفه ی خلقت دنیا عشق است


 
به یقین فلسفه ی خلقت دنیا عشق است

آنچه نقش است در این گنبد مینا عشق ست.



اهرمن ، سیب هوس ، وسوسه ، غفلت ، ... ،بس کن

علت خلقت آدم و هوا عشق است.



بیدلی گفت به من: حضرت دل آیینه است

آنچه نقش است در این آیینه ها تنها عشق است.



در شب قدر که برتر از هزاران ماه است

حاجت آیینه از حضرت یکتا عشق است.



آنچه لبخند نشاندست به لب ها مهر است

آنچه امید نهادست به دل ها عشق است.



شکل یک راز قشنگ است تماشا دارد

صد گل جلوه ی صحرای معما عشق است

 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 31
+ نوشته شده در  جمعه 5 اسفند 1390ساعت 10 PM  توسط nazi 

عشق

چه وقت جمله « دوستت دارم » را بگوییم؟
چه وقت جمله « دوستت دارم » را بگوییم؟
دانستن این که چه وقت جمله "دوستت دارم" را بیان کنیم، نیاز به مهارت دارد. این عبارت تنها دو کلمه دارد اما وقتی شخصی برای اولین بار این عبارت را در رابطه اش به کار می برد، رویداد عظیمی رخ می دهد. اگر آن را بسیار زود بگویید، خطر کرده و ممکنست شخصی را که دوست دارید، بترسانید. اگر این جمله را خیلی دیر بگویید، خطر کرده و ممکنست این حس را به طرف مقابل القا کنید که به او توجهی ندارید. اگر بتوانید از رابطه خود یک قدم به عقب بردارید، به احساسات خود فکر کنید و زمان صرف کنید، می توانید این جمله را در بهترین زمان آن اظهار کنید.

اولین قدم این است که در مورد چگونگی احساسات خود فکر کنید. شما می خواهید بدانید که آیا حقیقتا شخصی را که با او هستید، دوست دارید یا خیر. اگر احساس شما یک دوست داشتن ساده بوده و امیدوارید که در آینده عاشق او شوید، اکنون زمان مناسب آن نرسیده که به اشتباه عشق خود را ابراز کنید. هر چند وقت یک بار به طرف مقابل فکر می کنید؟ هدف شما از این رابطه چیست؟ اگر می خواهید رابطه ای متعهدانه با این شخص داشته و عشق نابی به او دارید، زمان گفتن این جمله نزدیک است. ممکنست بخواهید در مورد زمان گفتن این جمله، فکر کردن را آغاز کنید.

به رابطه خود فکر کرده و ببینید که تا چه حد پیشرفت کرده است. آیا پدر و مادر او را ملاقات کرده اید؟ هر چند وقت یک بار او را می بینید و با او حرف می زنید؟ آیا هر دوی شما به رابطه خود متعهد هستید و اغلب در مورد آینده صحبت کرده و برنامه ریزی می کنید؟ شاید وقت گفتن این دو کلمه رسیده باشد.

وقت گذاشته و زمان اظهار این جمله را تعیین کنید و لحظه ای خاص را بیافرینید. شاید می خواهید یک قرار خاص برای این لحظه بگذارید و یا این دو کلمه را بعد از یک لحظه خاص مثل دیدن یک شهاب آسمانی و یا یک مکالمه منحصر بفرد بیان کنید. این را بدانید که ممکنست شما این دو کلمه جادویی را بیان کنید اما دوست یا همسر شما در پاسخ به شما این جمله را نگوید، تمام تلاش خود را بکنید تا از این بابت ناراحت نشوید. شاید او به زمان بیشتری نیاز دارد تا به شما بگوید که دوستتان دارد.
برچسب ها : دوست دارم.جملات زیبا .روانشناسی عشق,
موضوع : | بازدید : 38
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن 1390ساعت 9 PM  توسط nazi 

دردودل

 تنها

 

شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه...


دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه...


نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ...


نتونه اخرش برسه به يه بن بست ...


تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ...


اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه...


خيري از اسمون هم نديده

مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟!

 

بهش محل هم نداده تا رفته گريه كنه زود تر از اون بساط گريه اش رو پهن كرده تا كم نياره ...

 

خيلي سخته ادم خودش به تنهايي خو كنه اما دلي داشته باشه كه مدام از تنهايي بناله...

 

خيلي سخته ادم ندونه كدوم طرفيه؟!

 

خيلي سخته ادم احساس كنه خدا انو از بنده هايش جدا كرده ...

 

خيلي سخته ندوني وقتي داري با خدا درددل مي كني داره به حرفات گوش مي ده يا ...

 

پرده ي گناهات انقدر ضخيم شده كه صدات به خدا نمي رسه.... ؟

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 65
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن 1390ساعت 9 PM  توسط nazi 

شعر عاشقانه

کاااااااش بودی

 

كاش بودي شانه ام تا سر به روي تو نهم
اشك ريزم در برت
ذوب گردم در رهت
آه .
بال پروازم گرفتي آهه من
شور آوازم كجا رفت
نميدانم من
سر بگيرم در برت
هر لحظه بويم...
عطر زيباي تنت
آه سوزانده شدم
خاكسترم اكنون باز
زيباست...
شايدم بادي وزد تا چهره ام بر شانه ات جا خش كند
آري اين بهترست
لحظه اي ...
لحظه اي مرا مهلت بده
باد آمد و مرا با خود برد...
گشته ام تنها باز ..
آه
افسوس 

برچسب ها : شعر باحال.غم.شعر زیبا,
موضوع : | بازدید : 41
+ نوشته شده در  يکشنبه 9 بهمن 1390ساعت 2 PM  توسط nazi 

13 نکته برای بدست اوردن اعتماد به نفس

۱
برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید.


این یکی از مهمترین و موثرترین راه‌های ایجاد اعتمادبه‌نفس دائم است. وقتی تصمیم می‌گیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمی‌کشید و آن را پیش می‌برید، خودتان به خودتان ثابت می‌کنید و اینجاست که اعتمادبه‌نفستان بالا می‌رود.
۲از مدیتیشن استفاده کنید.


مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.
۳
ورزش کنید.


این مورد اثری عمیق بر اعتمادبه‌نفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا می‌برد و موادشیمیایی مختلفی تولید می‌کند—مثل تستوسترون و اندورفین—که حالت مثبت‌تری به شما می‌دهد. به نظر می‌رسد ورزش به طور اتوماتیک‌وار اعتمادبه‌نفس افراد را بالا می‌برد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر می‌دهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما می‌دهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس است.
۴با یک ترس روبه‌رو شوید.


این مورد اصلاً آسان نیست. اما پاداش خیلی خوبی به همراه دارد. اگر با یک ترس روبه‌رو شوید، اعتمادبه‌نفستان 10 قدم بالاتر می‌رود. و هربار که با یک ترس روبه‌رو می‌شوید آرام ‌آرام متوجه می‌شوید که ضرب ‌المثل قدیمی "از هیچ چیز به اندازه ترس نباید ترسید" فقط یک کلیشه توخالی است.
۵چیزی نو خلق کنید.


همه انسان‌ها خلاق هستند. اما پس کودکی و نوجوانی این مسئله گاهی فراموش می‌شود. کشف دوباره خلاقیت‌هایتان راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه‌نفستان است. خلق یک چیز جدید راهی عالی است اما همیشه هم آسان نیست. اما وقتی کارتان تمام شد نه تنها احساسی عالی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید، بلکه بعضی ‌اوقات قسمت‌های جدیدی از خودتان که قبلاً می‌شناختید را دوباره کشف می‌کنید. خلاق بودن راهی عالی برای شناختن خودتان و توانایی‌های پنهانتان است.
۶تا زمانیکه اعتمادبه‌نفس پیدا نکرده‌اید وانمود کنید که دارید.


یک راه برای بیرون آمدن از محدودیت‌هایی که برای خودتان درست کردید این است که یک قدم بیرون از منطقه آرامشتان بگذارید. ممکن است غیرعملی به نظر برسد. انگار فقط به خودتان دروغ می‌گویید اما موضوع همین است. این راهکار کاملاً عملی است. اگر احساس اعتماد نمی‌کنید، حداقل تظاهر کنید و طوری رفتار کنید که انگار به خودتان و توانایی‌هایتان کاملاً مطمئنید و بنابر آن رفتار کنید. خیلی زود می‌بینید که احساس اعتمادبه‌نفس می‌کنید، اعتمادبه‌نفس واقعی.
۷از محیطتان استفاده کنید.


یک راه موثر برای تغییر خودتان این است که محیطتان را برحسب آن کسی که دوست دارید باشید تغییر دهید. اگر می‌خواهید اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشید، زندگینامه‌های افراد بااعتمادبه‌نفس را مطالعه کنید، موسیقی که گوش می‌دهید را از موسیقی‌های افسرده‌کننده به انرژی‌بخش تغییر دهید و سعی کنید با کسانی رفت‌وآمد کنید که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند.
۸
از قوه تخیلتان استفاده کنید.


ذهن شما ابزاری بسیار قدرتمند است. وقتی یاد بگیرید چطور از تخیلتان به طریقی مثبت استفاده کنید، می‌توانید با کمک آن اعتمادبه‌نفستان را بالا ببرید. یک راه برای آن تجسم‌سازی است.

تصور کنید که جلسه‌ای مهم پیش رو دارید. پیش خود تجسم کنید که چقدر همه چیز خوب پیش می‌رود—همه چیز را بشنوید و ببینید—و چقدر حس خوبی در آن جلسه دارید. خودتان را در حال لبخند زدن تجسم کنید که اوقات خوشی را می‌گذرانید. نتیجه مثبت و عالی جلسه را در ذهنتان مجسم کنید. بعد تجسم کنید که جلسه با نتیجه دلخواه شما به پایان رسیده است. این روش واقعاً موثر است و قبل از پا نهادن به جلسه روحیه‌ای عالی به شما می‌دهد.

اگر برای اینکه خودتان را بااعتمادبه‌نفس تجسم کنید مشکل دارید، می‌توانید کس دیگری را تقلید کنید. یک فرد بااعتمادبه‌نفس کنار خودتان پیدا کنید—مثلاً یک ورزشکار، هنرپیشه یا حتی یک از آشنایان—و از او تقلید کنید. ببینید چطور راه می‌رود، حرف می‌زند و حرکت می‌کند. بعد رفتارهای او را در تجسم‌سازیتان تقلید کنید.
۹
از بدنتان استفاده کنید.


اگر پایتان را مدام عصبی تکان دهید، کم‌کم احساس اضطراب و نگرانی خواهید کرد. اگر ارام‌تر راه بروید، کم‌کم ریلکس‌تر خواهید شد. برای اینکه اعتمادبه‌نفس بیشتری احساس کنید، از بدنتان استفاده کنید. به طریقی مطمئن‌تر راه بروید، بنشینید و بلند شوید. اگر نمی‌دانید چه باید بکنید از نکته بالا کمک بگیرید. از افراد دوروبرتان که اعتمادبه‌نفس خوبی دارند تقلید کنید.
۱۰
ذهنتان را از خاطرات مثبت پُر کنید.


این یک عادت شایع است که قبل از اینکه بخواهید کار مهمی انجام دهید، شکست‌های قبلی و تجربیات بد سابق همه ذهنتان را پر می‌کنند. این عادت را از بین ببرید و سعی کنید برای یک تا دو دقیقه هم که شده همیشه ذهنتان را از خاطرات مثبت، دستاوردهای مهم و تجربیات خوبتان پر کنید. ما معمولاً این کارهای مثبت را فراموش می‌کنیم و روی خاطرات بد و منفی تمرکز می‌کنیم. اما همه چیز به خودتان بستگی دارد. و محصول انتخابتان عاملی است که سطح اعتمادبه‌نفستان را تعیین می‌کند.
۱۱ 

به آینده فکر کنید.


یک راه عالی برای پیش رو قرار دادن همه چیز و تعیین اینکه اتفاقات روز چطور بر اعتمادبه‌نفس شما تاثیر بگذارد این است که نگاهی به آینده بیندازید. از خودتان بپرسید: آیا این مسئله در 5 سال آینده مسئله مهمی خواهد بود و یاد من خواهد ماند؟ این باعث می‌شود فقط درگیر اتفاقی که افتاده است نشوید. و معمولاً هم پاسخ به این سوال منفی است. با استفاده از این سوال، کنار آمدن با مشکلات روزمره آسان‌تر خواهد شد و می‌فهمید که بیشتر اتفاقات اتفاقاتی آنقدر کوچک هستند که نجای نگرانی ندارند.
۱۲درک کنید که گذشته مساوی حال نیست.


هر اتفاقی که سال پیش، ماه پیش یا حتی دیروز افتاده به معنی فردا، ماه آینده یا سال آینده نیست. شما آینده‌تان را در زمان حال می‌سازید و می‌توانید با خودتان تصمیم بگیرید که چقدر اجازه دهید اتفاقات گذشته بر آینده شما تاثیر بگذارند.

حتی اگر طی 10 سال گذشته اعتمادبه‌نفس خیلی پایینی داشته‌اید، به این معنی نیست که قرار است همانطور بمانید. می‌توانید تصمیم بگیرید که زندگی و آینده‌تن را تغییر دهید. می‌توانید افکار و خاطرات مربوط به گذشته را دور بریزید و به چیزهای جدیدی فکر کنید.
۱۳
با خودتان مهربان باشید.


ممکن است با خودتان بدرفتاری کنید. درک کنید که هیچ نیازی به این کار نیست. حتی اگر تا امروز هم اینطور رفتار می‌کرده‌اید دیگر وقتش رسیده است که دست از آن بردارید. درعوض با خودتان مهربان باشید. هیچ اشکالی ندارد. بدرفتاری با خودتان هیچ دلیلی ندارد مگراینکه بخواهید خودتان را ناراحت کنید و دشمنانتان را شاد.

یک بخش مهم است مهربان بودن با خودتان این است که نقاط قوتتان را می‌فهمید و آنها را رشد می‌دهید. این کار نه تنها به بهتر شدن مهارت‌هایتان کمک می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالا می‌برد. یک بخش کوچک‌تر اما مهم دیگر این است که تحسین‌های دیگران را بپذیرید. تشکر کردن برای تحسین و تمجید دیگران هیچ اشکالی ندارد. و بعد از هر تحسین حس خوبی به خودتان پیدا کنید.
برچسب ها : اعتماد به نفس.روانشناسی.مجله روانشناسی,
موضوع : | بازدید : 85
+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن 1390ساعت 11 PM  توسط nazi 

جذابیت

چگونه به شدت جذاب ‌تر شویم؟

 

شما همان‌قدر جذاب هستید که می‌خواهید باشید. اگر شما احساس جذاب بودن بکنید دیگران هم شما را جذاب خواهند یافت. هم‌چنین اگر خود را غیر جذاب بدانید دیگران نیز شما را جذاب نمی‌بینند. همه‌ی شما علاقه‌‌‌مندید که درباره‌ی خودتان احساس خوبی داشته باشید. به یاد داشته باشید که شما با دیگران برابرید و جاذبه و آمیزه‌ی جذابیت خاص خود را دارید.
زیبایی و خوش‌قیافه بودن بستگی به ژن‌ها و مسائل ارثی دارد. فکر نکنید که زیبایی و خوش‌قیافگی لازمه‌ی جذاب بودن است این به این معنی است شما می‌توانید برای جذاب شدن کارهایی انجام دهید و نتیجه بگیرید. انسان‌هایی هستند که بسیار زیبا و خوش‌قیافه‌اند ولی احساس جذابیت نمی‌کنند. این در حالی است که شما ممکن است افرادی را ببینید که چندا هم زیبا نیستند اما شما مجذوب آن‌ها شده‌اید. همه‌ی این‌ها یک چیز را ثابت می‌کند: شما همان اندازه جذابید که احساس می‌کنیدچگونه به شدت جذاب‌تر شویم؟

سؤالات زیر را از خودتان بپرسید تا بتوانید افکار و اعتقادات منفی را که در مورد خود دارید ازخود دور کنید و به فراموشی بسپرید.
1- یکی از افکار منفی که من در مورد نمود، ظاهر و قیافه‌ام می‌کنم این است که …. ؟ ( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)
2- مهم‌تر از همه، منفی‌ترین فکری که من در مورد نمود،ظاهر و قیافه ام می‌کنم این است که …. ؟
3- آن چه من در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام از پدر/ مادر / دیگران شنیده‌ام این است که …‌؟( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)
4- مهم‌ترین و اصلی ترین چیزی که در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام از پدر/ مادر / دیگران شنیده‌ام این است که …‌؟
5- مهم‌ترین پیامی که من در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام به دیگران می‌دهم این است که …. ؟
6- چیزی که انتظار دارم دیگران در مورد نمود،سیما و قیافه‌ام فکر کنند این‌ است که …. ؟
7- چیزهایی که مرا از این مسئله دور می‌کنند عبارتند از…. ؟ ( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)
این احساسات تنها تا زمانی درست خواهند بود که شما هم‌چنان به آن‌ها اعتقاد داشته باشید و با آن‌ها جلو بروید. در این‌جا می‌توانید تعدادی از اعتقادات و افکار جایگزین شده را ببینید:
1- من دیگر احتیاجی ندارم که فکر کنم خیلی چاق، خیلی لاغر یا زشت هستم.
2- دیگر لازم نیست به افکار منفی پدر و مادر یا دیگران راجع به خودم فکر کنم.
3- من کاملا از قید اکار منفی پدر و مادر و دیگران راجع به من آزادم.
4- حالا دیگر زیبایی طبیعی و جذابیت درونیم را درک می‌کنم.
5- همان قدر شگفت انگیز هستم که باید باشم.
6- من خودم را دوست دارم.
7- من ظاهرم را می‌پسندم و عاشق خودم هستم.
8- حالا دیگر هان طور که هستم خودم را می‌پسندم و دوست دارم.
9- احساس می‌کنم جذاب هستم و می‌درخشم.
سه تا از افکار و اعتقادات بالا را برگزینید. آن‌ها را تغییر دهید یا چیزهایی به آن‌ها بیافزایید تا شخصی تر شوند. از امروز شروع کنید و آن‌ها را ده بار صبح و 10 بار در شب بنویسید. در طول روز مکررا آن‌ها را با خودتان تکرار کنید و به آن‌ها فکر کنید. وقتی ضمیر ناخودآگاهتان را با این افکار تربیت کنید پس از مدتی خودتان را جذاب‌تر خواهید یافت و دیگران نیز شما را جذاب‌تر می‌بینند. این کار را برای سی روز انجام دهید و سپس روی افکار و اعتادات مثبت دیگری کار کنید.
وقتی روی درون و روانتان کار کردید حالا دیگر نوبت کار کردن بر روی برون و ظواهر است تا بهترین شوید. کسانی که معمولا خود را آراسته نمی‌کنند و نمی‌آرایند در واقع خودشان را نابود می‌کنند و به زودی به جمع افراد خسته و دل‌زده می‌پیوندند. خود را با زیبا‌ترین مدل مویی که می‌توانید آرایش کنید. همیشه حتی در تنهایی فقظ لباس‌هایی را بپوشید که دوستشان دارید. و مهم‌تر از همه چیز مطمئن شوید که با ظاهر و تیپتان احساس راحتی می‌کنید.
مطمئن‌تر،‌ راحت‌تر، سرگرم‌کننده‌تر و شوخ‌تر شوید. از خودتان بخواهید که شاد باشید و هرگز نا امید نشوید. کمی مرموز باشید. بگذارید مردم فکر کنند شما بیش از آن چیزی هستید که با چشمانشان می‌بینند. همین طور ادامه دهید. به خاطر داشته باشید شما همان قدر جذابید که خودتان می‌اندیشید
 

12329087813.jpg

چگونه فریبنده و دلربا باشیم؟

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید. این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."

11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

چند نکته
همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.

123290878112.jpg

هشدار
از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد

برچسب ها : چگونه جذاب باشیم.چگونه جذاب شویم؟جذبه,
موضوع : | بازدید : 49
+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن 1390ساعت 11 PM  توسط nazi 

انریکه اگلیسیاس

 

 

 

تمام خواننده و بازیگرای هالیوود یه طرف انریکو هم یه طرف

 

 

اینم یه بیوگرافی:

نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler" (انریکو میگوئل ایگلسیا  س پریسلر)

انریکو کوچکترین پسر خولیو ایگلسیاس ، معروف ترین خواننده ی اسپانیایی است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار دیگری  را پیش می گرفته تا خوانندگی اگر چه انریکو پسر خولیوی معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صمیمانه ای با پدرش نداشته زیرا او بیشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنین انریکو از اینکه مادرش تنها زن زندگی پدرش نیست  ناراحت بود و این شیوه را نمی پسندیده . 

                                    

 انریکو در 8 می سال 1975 در مادرید اسپانیا به دنیا آمد مادرش که روزنامه نگاری  به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انریکو از پدرش جدا شده انریکو در یکی از مصاحبه هایش گفت: وقتی بچه بودم کار را برای مدتی کنار گذاشتم کاری که پدرم هرگز انجام نداد این بود که از من حمایت نکرد.او همچنین یک خواهر و یک برادر به نام های ""Julia Jose  و" "Chabeli دارد به اضافه دو برادر ناتنی دوقلو و دو خواهر ناتنی دوقلو.

                                         

پس از اون انریکو با پدرش به میامی میان  به خاطر عملیات تروریستی که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پیوسته بود.او موسیقی را از 13 سالگی شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنیای موسیقی گذاشت که تاکنون بیش از 30 میلیون از نسخه های آلبوم هایش به فروش رفته و جالب این است که تنها 7 آلبوم بیرون داده.

انریکوبه 4 زبان انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی و پرتغالی تا حالا خوانده است که ترانه های اسپانیایی و انگلیسی او بیشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهایی ضبط کرده و بدون اینکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انریکو می گوید من هیچ وقت نمی خواستم اینو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع می شد من برای اون خیلی احترام می گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زمانی که مثلا شما دارید شام می خورید و به پدرتان می گویید من می خواهم خلبان شوم و او هم در جواب می گوید حرف اضافی نزن و شامتو بخور من هیچ وقت نمی خواستم اینو بشنوم.

                          

خواندگانی چون لایوئل ریچی در زمان جوانی روی او تاثیر گذاشته  بودند .پس از آن آلبوم vivir"  "را به بازار عرضه کرد که برنده ی جایزه ی گرمی شد او حتی موفقیت های دیگری را نیز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه های ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسید.

                              

انریکو تا کنون 116 جایزه پلاتینیوم رکورد و 227 جایزه Gold (بهترین دستاوردهای هنری) را گرفته.می توان گفت انریکو می خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 میلیون نسخه از آلبوم هایش را فروخته که انریکو در  صدد است این رکورد را بزند.

انریکو هچنین در فیلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزی روزگاری در مکزیک) به کارگردانی رابردت رودیگوئز همراه بازیگرانی مانند آنتونیو باندراس و جانی دپ شرکت کرده.

                          

 انریکو آدم ولخرجی نیست و عادت به ولخرجی نداره و همیشه پول کمی در جیبش می گذاره اما معلوم نیست که وقتی با آنا بیرون میره چقدر پول همرا خودش می بره!؟!انریکو به کلاه آبی علاقه منده و بین کارتونها هم از باگز بانی و پینوکیو خوشش میاد همچنین بهترین هدیه کریسمسو سپری کردن اوقات با دوستانش می دونه و همه جور مجله ای هم می خونه. 

 

 

 

 

 

به خدا اگه یه روز از عمرم بمونه میرم پیشش و میبینمش

 

 

من نمیدونم چرا همه عکساش با این یارو؟مگه انریکو دوست دختر ثابت داره؟

 

 

 

خداییش جذابه نه؟

 

 

 

 

 

 

 

 

صداشم نازه کلا شاخه!!!

 

عاشق  عاشقه نگاه کردنشم ادمو تحریک میکنه

 

 

عكس هاي انریکو ایگلسیاس شاید زیاد قیافه نداشته باشه اما خیلی شاخه(قابل توجه پسرای  گوش تلخ و بد قواره)

 

 

 

عكس هاي انریکو ایگلسیاس

 

 

عكس هاي انریکو ایگلسیاس

 

 

 

 

وای داره به من لبخند میزنه!خدااااااااااااااا

 

 

 

 

 

 

 

هیززززززززززززززززز

 

 

این عکسش اخره سکسیه!توام نطر بده

 

 

 

خجالتم که میکشه بازم خوشجله

 

 

ا....ه  کندی لبمو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 163
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن 1390ساعت 11 PM  توسط nazi 

اشلی تیز دال

http://www.pic.iran-forum.ir/images/343del0uf07yznzayn.jpgبا ستاره جدید هالیوود اشنا بشید  نونو برو ادامه مطالب
ادامه مطلب
برچسب ها : اشلی تیز دال,
موضوع : | بازدید : 272
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی 1390ساعت 9 PM  توسط nazi 

داستان عشق

 
تنها راه رسیدن
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا
کنه
نظر شما چیه؟؟؟
 
 
 
 
 
برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 66
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 11 AM  توسط nazi 

شعر عشق

 

 

 

حرف اول

نمیدانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود

بر چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود

بر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود

بر چه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود

و بر چه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود

funscrape.com

   


برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 81
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 11 AM  توسط nazi 

هیلاری داف

 

من عاشق هیلاری دافم

 

 

واقعا داف  نازیه

 

 

از نظر من اون یه فرشتس

 

 

همیشه مدل من بوده توی لباس ارایش و...

 

 

صداش معرکس نه؟

 

شما 

 شما هم با نظر من موافقین؟نظر بدین

 

 

 

 

 

 

هيلاري داف - hillary duffهيلاري داف - hillary duffهيلاري داف - hillary duffهيلاري داف - hillary duffهيلاري داف - hillary duff 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 834
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 10 AM  توسط nazi 

انحرافات جنسی

انحرافات جنسی عبارتند از خیالات، تمایلات یا رفتارهای ناراحت کننده و تکرار شونده جنسی.

به گزارش سه نسل، این مسائل باید برای مدت طولانی ادامه داشته باشند و یا با روابط جنسی سالم یا عملکرد روزمره فرد تداخل پیدا بکنند که بتوان از آنها به عنوان انحرافات جنسی نام برد. افرادی که دچار انحراف جنسی هستند، ممکن است متوجه باشند که کار درستی انجام نمیدهند اما غالبا فکر میکنند که نمیتوانند شرایط را تغییر دهند و یا این عادت خود را ترک کنند.

موارد اصلی انحرافات جنسی عبارتند از: چشم چرانی، عورت نمایی، بچه بازی، یادگارخواهی، دستمالی کردن. خودآزاری جنسی، دیگر آزاری جنسی.

چشم چرانی: افرادی که به این انحراف دچار هستند از تصور یا دیدن افراد برهنه، در حال درآوردن لباسشان و یا مشاهده رابطه جنسی افراد دیگر(حتی در فیلم) با هم لذت میبرند. این در اکثر مواقع در صورتی است که شخص و یا اشخاصی که نظاره میشوند از حضور شخص چشم چران مطلع نیستند. برای اینکه بتوان تشخیص چشم چران را برای شخصی قائل شد این تخیلات ، تمایلات و یا رفتارها باید برای خود فرد بسیار ناگوار باشند و یا در زندگی روزمره اش اختلال ایجاد کنند. این انحراف ممکن است ریشه در تجربیات فرد در دوران کودکی داشته باشد و روانکاوی میتواند در شناخت این ریشه ها به فرد کمک کند.

عورت نمایی: در این انحراف فرد اندام و یا اندام های جنسی اش را به فرد یا افراد غریبه نشان داده و از این موضوع لذت جنسی می برد.

همانند مورد بالا تاکید می شود که برای تشخیص قطعی این اختلال فرد باید از رفتار خود احساس خوبی نداشته باشد یا در زندگی روزمره اش اختلال ایجاد شده باشد. روانکاری برای این افراد مفید خواهد بود. این کار به شناسایی ریشه واقعی مشکل کمک خواهد کرد. گاهی نیز درمانهای دارویی برای این اشخاص تجویز میشود.

یادگارخواهی یا فتیشیزم: در این انحراف فرد از یک شی غیر زنده ( مانند کفش پاشنه بلند خانم ها یا جوراب زنانه و غیره) لذت جنسی میبرد. بطور معمول فرد برای برانگیخته شدن جنسی به این شی نیاز دارد و بدون آن برانگیخته نمیشود.این مسئله در صورتی انحراف تلقی می شود که فرد باطنا از این مسئله ناراحت باشد و یا این کار وی در زندگی روزمره اش یا روی شریک جنسی اش اثر منفی داشته باشد. برای این امر روان درمانی با هدف شناسایی علت اولیه این انحراف صورت می گیرد و معمولادرصد زیادی از افراد به درمان جواب میدهند.

دستمالی کردن یا فروتوریسم: این انحراف عبارت است ازلذت بردن از تماس یا مالیدن دست یا بدن خود به بدن فرد دیگربدون آنکه آن فرد رضایت داشته باشد.

معمولا این کار در مکان های شلوغ مانند اتوبوس یا مترو اتفاق میافتد. این افراد غالبا درک درستی از حدود اجتماعی خود و دیگران ندارند بنابراین ممکن است این عمل خود را به عنوان یک انحراف جنسی تلقی نکنند. درمان معمول برای این افراد روان درمانی می باشد و پاسخ به درمان در اکثر مواقع موفق است.

بچه بازی: این اختلال عبارت است از تخیلات، تمایلات یا رفتارهای جنسی که با یک کودک نابالغ (بطور معمول زیر ۱۳ سال) انجام می شود. در صورتی که این تخیلات، تمایلات و رفتارهای جنسی به کرات و برای مدت زمانی معینی تکرار شود، فرد به انحراف بچه بازی دچار است. طبق تعریف این فرد باید خود بالغ بوده و حداقل پنج سال ازکودک مورد آزار بزرگ ترباشد. برای درمان باید این افراد را مدتها تحت روان درمانی قرار داد تا ریشه های عمیق این مسئله را که شامل نگرششان نسبت به جنسیت، احساسشان نسبت به خودشان و اغلب تجربه آزار جنسی و یا جسمی در دوران کودکی میشود، شناسایی کرده و تحت کنترل درآورد.

درمان دارویی قطعی برای این مسئله وجود ندارد اما بعضا از داروهای کاهنده تستوسترون استفاده می شود. پیش آگهی (سیر بیماری و پاسخ به درمان) این انحراف متغییر است و در کسانی که این انحراف را قبول دارند و باور بهتری نسبت به مشکلات دوران کودکی خود دارند، بهتر است. کسانی که علاوه بر انحراف بچه بازی دچار شخصیت ضد اجتماعی هستند، به درمان معمولا پاسخ مثبتی نمیدهند.

خودآزاری جنسی (مازوخیسم): خودآزاری جنسی عبارت است از لذت بردن جنسی فرد از تحقیر شدن، کتک خوردن، بسته شدن یا هر نوع زجر  کشیدن. لذت بردن جنسی از تنها تصور کردن موارد ذکر شده نیز خودآزاری جنسی به حساب میآید. در برخی موارد تجارب این چنینی ممکن است برای فرد خطر مرگ به همراه داشته باشد. این انحراف ریشه در دوران کودکی یا نوجوانی دارد و درمان آن معمولا از طریق روان درمانی است.

دیگر آزاری جنسی (سادیسم جنسی): در این انحراف فرد از تحقیر کردن و یا آزار دادن فرد دیگر لذت جنسی میبرد. حتی تصور کردن این مسائل میتواند برای او لذت جنسی داشته باشد. در اکثر موارد ریشه سادیسم جنسی در تجربیات دردناک دوران کودکی (مانند تجاوز، و یا آزار جنسی) است . روان درمانی می تواند برای این افراد مفید باشد. ممکن است پس از خواندن این متن به فکر افتاده باشید که شاید شما هم به یکی از این انحرافات جنسی دچار هستید. باید تاکید کنم که اگرپس از دانستن تعریف هریک از این اختلالات نگران افکار و یا اعمالی که انجام می دهید هستید، ممکن است به درجاتی از انحراف جنسی دچار باشید.

اما اگر این تخیلات، تمایلات و رفتارها در حدی نیستند که شما را نگران کنند، در زندگی روزمره تان اختلال ایجاد کنند یا برای افراد دیگر خطرناک یا آزار دهنده باشند، تشخیص انحراف جنسی قطعی نیست. اما در نهایت این احساس شماست . چنانچه فکر میکنید دوست دارید بیشتر در مورد اینکه چرا اینگونه فکر و یا عمل میکنید بدانید. مشاوره با روان درمانگران و روانکاوان خبره می تواند کمک کننده باشد
برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 57
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 10 AM  توسط nazi 

مدللباس عروس

میدونید چیه  من از عروس شدن و عروسی کردن بدم میاد اما عاشق لباس عروسم

 

 

 

چون دخترو جذاب تر نشون میده

 

 

و همینطور خوشتیپ تر

 

 

 

 

البته این نظر منه ها

 

 

اینم بد نیست اما من لباس عروس بلند دوست دارم تو چطور؟

 

 

 

 

 

 

 

 

حتی بوسه هم توی این لباس بیشتر مزه میده

 

 اینم انجلینا جولی در لباس عروسیش

 

 

 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 106
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 9 AM  توسط nazi 

رابطه جنسی

به گزارش سه نسل، سلامت نیوز نوشت :چطور می توانیم رابطه جنسی خوبی داشته باشیم؟آنچه که در این مقاله عنوان می کنیم قانون نیست. قانون گذاشتن برای رابطه جنسی غیرممکن است – آنچه که مهم است این است که کاری که می کنید احساس خوبی به شما بدهد.

 و این احساس خوب باید بعد از رابطه جنسی هم باقی بماند—به هیچ وجه نباید بعد از رابطه جنسی مضطرب و نگران شوید که مبادا همسرتان باردار شود یا دچار بیماری شوید. به همین دلیل، برنامه ریزی برای جلوگیری از بارداری و رابطه جنسی ایمن باید مد نظرتان باشد.

چه زمان باید رابطه جنسی داشته باشیم؟

زمان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد. آنچه مهم است این است که این زمان، زمانی باشد که هر دو نفر شما احساس راحتی کنید. خیلی از زوجین دوست دارند با سپیده صبح رابطه جنسی برقرار کنند، خیلی ها عصرها را ترجیح می دهند و بعضی دیگر تاریکی شب را. مهمتر از زمان رابطه جنسی، زمانی است که می خواهید با هم بگذرانید. برای اولین رابطه جنسی زمان زیادی را اختصاص دهید. روزهای تعطیل معمولاً بهتر است، می توانید کل روز را، حتی ساعت خواب را، صرف آن کنید.

آیا قبل از رابطه جنسی باید چیزی بخوریم یا بنوشیم؟

از خوردن غذای سنگین قبل از رابطه جنسی خودداری کنید چون خواب آلودتان می کند. غذای سبک بخورید، مشروب نخورید. الکل نعوظ را دشوار می کند.

کجا باید رابطه جنسی انجام دهیم؟

تخت خواب بهترین محل برای عشق بازی است. اتاق خواب همه شرایط لازم برای داشتن یک رابطه جنسی فوق العاده را دارد: گرما، راحتی، فضای کافی و توالت. می توانید با هم دوش بگیرید.

چه چیزهایی باید همراه داشته باشیم؟

هر چه که برای راحتیتان لازم است را با خود داشته باشید. کاندوم، بالشت مورد علاقه تان یا حوله حمام.

آیا هر دوی ما باید در یک زمان ارضاء شویم؟

نگران همزمان کردن ارگاسم ها نباشید. خیلی از خانم ها تازمانیکه تجربه کافی پیدا نکنند، در طول رابطه جنسی ارگاسم نمی شوند. خیلی بعید است که در اولین رابطه جنسی بتوانید هر دو با هم ارضاء شوید. پس سعی کنید که خوش بگذرانید و حتماً به همدیگر بگویید که چه چیز برایتان لذت بخش است و به ارضاء شدنتان کمک میکند.

مخصوص خانم ها:

اول باید چه کار کنم؟

نباید از همسرتان انتظار داشته باشید که در اولین جلسه بداند که چه چیز به شما لذت می دهد. این شما هستید که باید به او بگویید، دست های او را بگیرید و آن را جایی قرار دهید که راضیتان می کند. اصلاً خجالت نکشید و به او بگویید که دوست دارید چطور بدنتان را لمس کند. اگر اولین رابطه جنسی شما پس از ازدواجباشد، احتمالاً اضطراب و استرس زیادی خواهید داشت و آلت تناسلی همسرتان  خوب واکنش نخواهد داد. برای تحریک دوباره آن به صبر، آرامش و درک نیاز دارید. به همین خاطر است که گفتیم باید زمان زیادی را برای اولین رابطه جنسی خود اختصاص دهید.

آیا دردناک خواهد بود؟

احتمالاً داستان های زیادی درمورد درد از دست دادن باکرگی شنیده اید. برای بعضی از خانم ها واقعاً دردناک است اما اگر همسرتان کارش را درست انجام دهد درد زیادی نخواهید داشت. از روغن استفاده کنید و به همسرتان زمان دهید. خودتان بگویید که چه زمان برایتان لذت بخش است و کی دردتان می گیرد.

رابطه جنسی را در چه حالتی باید انجام دهیم؟

خیلی از خانم ها دوست دارند رابطه جنسی دفعه اولشان را طوری انجام دهند که خودشان روی مردشان قرار گیرند چون در این حالت کنترل بیشتری روی آلت تناسلی مرد دارند. خیلی ها هم دوست دارند که مردشان روی آنها بخوابد و کنترل همه چیز را به طرفشان می دهند. حالتی را انتخاب کنید که برایتان بهتر ست. فقط یادتان باشد که به او بگویید که عجله نکند و درصورت نیاز از روغن مخصوص استفاده کنید.

مخصوص آقایون:

اگر نتوانستم به نعوظ دست پیدا کنم چه؟

شاید خنده دار به نظر برسد اما ممکن است این اتفاق واقعاً بیفتد. نگران نباشید چون کاملاً طبیعی است و همه آن تقصیر اضطراب و استرس شماست. یک نفس عمیق بکشید برای مدتی با دست ها، لب ها و زبانتان رابطه جنسی انجام دهید. سعی کنید اضطرابتان را فراموش کنید و مطمئن باشید که آلت جنسیتان واکنش می دهد.

اگر خیلی زود ارضاء شدم چه؟

اگر خیلی زودتر از زمانی که می خواستید ارضاء شدید اشکالی ندارد، کمی عشق بازی کنید، بخوابید و باز دوباره امتحان کنید. بار دوم بسیار ریلکس تر خواهید بود.

آیا آلت تناسلیم به اندزه کافی بزرگ است و شکل درستی دارد؟

اندازه آلت جنسی یکی از نگرانی های بسیار متداول آقایون است. سایز متوسط آلت جنسی کمی بیشتر از 13، 14 سانت در زمان نعوظ است و این اندازه برای راضی کردن طرفتان کافی است. واژن خانم ها می تواند خیلی راحت خودش را با اندازه های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک آلت جنسی مردها مطابقت دهد و اندازه آلت جنسیتان ارتباطی با ارضاء کردن طرفتان ندارد.

یک مسئله مهم دیگر شکل آلت جنسی است. خیلی از مردها نگران می شوند که چرا آلت جنسیشان به سمت پایین یا سمت چپ خم است و تصور می کنند چون هیچوقت هیچ مردی را در فیلم های پرنو با چنین آلت تناسلی ندیده اند، پس مال آنها طبیعی نیست. خیلی های دیگر فکر می کنند خم بودن آلت تناسلیشان به سمت پایین رابطه جنسی را برایشان دشوار می کند. اما یادتان باشد رابطه جنسی را می توان در حالات بی شماری انجام داد. واژن زن و آلت جنسی مرد می توانند به شکل های مختلف با هم جور شوند و هر حالت جدید برای رابطه جنسی لذت های جدیدی را به شما و همسزتان خواهد داد.

آیا شریک جنسی خوبی خواهم بود؟

یک شریک جنسی خوب بودن به طور خودکار ایجاد نمی شود. با انتخاب زمان مناسب، مراقبت و تمرین، مطمئن باشید هر آنچه که برای یک شریک جنسی فوق العاده لازم باشد را دارید. اولین جلسه رابطه جنسی برای هر دوی شما کمی ناشیانه خواهد بود اما آغازی برای فوق العاده ترین زمان های زندگیتان خواهد شد.

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 107
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 9 AM  توسط nazi 

داستان

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز می‌گشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمده‌ام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست.

وقتی اسمیت لاستیک را عوض کرد و درب صندوق عقب را بست که آماده رفتن شود، زن پرسید: من چقدر باید بپردازم؟
اسمیت پاسخ داد: شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در چنین شرایطی بوده‌ام؛ روزی شخصی پس از اینکه به من کمک کرد، گفت اگر واقعاً می‌خواهی بدهی‌ات را بپردازی، باید نگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.

چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی را دید و داخل شد تا چیزی میل کند و بعد به راهش ادامه دهد؛ اما نتوانست بی‌توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمت باردار بگذرد، او داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست و احتمالاً هرگز نخواهد فهمید، وقتی پیشخدمت برگشت تا بقیه صد دلار  را بیاورد، زن بیرون رفته بود، درحالیکه روی دستمال سفره یادداشتی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته را خواند اشک در چشمانش حلقه زد؛ در یادداشت نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این موقعیت بوده‌ام؛ یک نفر به من کمک کرد و گفت اگر می‌خواهی بدهی‌ات را به من بپردازی، نباید بگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.”

همان شب وقتی زن پیشخدمت به خانه برگشت، درحالیکه به ماجرای پیش آمده فکر می‌کرد به شوهرش گفت: ”دوستت دارم اسمیت! همه چیز داره درست میشه..”

با تشکر از حدیث، برای ارسال این داستان.

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 47
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی 1390ساعت 9 AM  توسط nazi 

بارون

بارونو دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون
میباره

بارونو دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
وقتی که حرفای دلم
جا میگیرند توی یه آه

شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون

بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو

بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ی من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن

شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 40
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی 1390ساعت 5 PM  توسط nazi 

شعری ماندگار

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم
که چون شب‌بو به وقت صبح، من بسیار دلتنگم

مرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد
و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم

شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم
همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم

اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست
که من گریانده‌ام یک عمر دنیا را به آهنگم

به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است
فراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم

“مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید”
همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 64
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی 1390ساعت 5 PM  توسط nazi 

داستان عشق واقعی

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟” مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.”

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 54
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی 1390ساعت 5 PM  توسط nazi 

بغض نکن

بغض نکن

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است
تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است

به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن
جام به جام من بزن جام مرا تو نوش کن

ترا به شعر می کشم چو واژه پیش می روی
مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی

تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی
به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی

اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم
گناه کن به جای تو بر سر دار می روم

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 57
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی 1390ساعت 5 PM  توسط nazi 

انواع روش جنسی

انواع روشهاي رابطه جنسي بين زوجين  و مسايل شرعي پيرامون آن

منبع : پايگاه اينترنتي تنظيم خانواده



هدف از درج اين مقاله آشنايي افراديست كه قصد ازدواج دارند و با اصطلاحات انواع رابطه  اشنايي ندارند و همينطور رفع برخي ابهامات از نظر مسايل شرعي و پزشكي پيرامون رابطه جنسي بين زوجين است .

انجام رابطه جنسي بر دو قسم است كه شايد هر قسمت پوزيشنها و حالات مخصوص به خود را داشته كه تعداد مجموع آنها بيش از 80 پوزيشن ميباشد كه چون درج و توضيحات در مورد پوزيشنهاي هر بخش براي كاربران زير 16 سال ممنوعيت دارد از درج آنها معذوريم. و در اينجا به سر فصلها اشاره اي كوتاه خواهيم داشت :

1) رابطه جنسي به صورت دخول
HARD 3EX
  : كه هارد *** يا عمل دخول بين زوجبين نيز خود به دوبخش تقسيم مي شود

الف ) رابطه جنسي واژينال (VAGINAL 3EX
) اين نوع نزديكي همان دخول از طريق واژن ميباشد كه نرمال ترين نوع رابطه هارد محسوب مي شود. در روابط زوجين استفاده از ابزار پيشگيري از بارداري در انجام اين رابطه توصيه مي شود .انجام اين رابطه در صورتي كه با رغبت دو طرفه ( زن و شوهر ) انجام گيرد تاثيرات روحي و رواين مثبتي براي دو طرف برجا مي گذارد آميزش جنسي بين زن و شوهر نيز از نظر پيامبر اسلام و امامان بسيار پسنديده شمرده شده است.

ب ) *** مقعدي : ( ANAL 3EX
)دخول از راه مقعد كه اين رابطه يك رابطه منفي ميباشد و از نظر شرعي در صورت تمايل زن كراهت زياد و درصورت عدم رضايت زن حرام است و حتي از نظر برخي علماء حرام است  و از نظر پزشكي مردود ميباشد چرا كه به بافتهاي عصبي نواحي مقعد آسيب جدي وارد ميسازد و انجام مكرر اين رابطه باعث آسيب به انال يا قسمت خروجي مقعد مي شود تا جايي كه در دراز مدت ممكن است كنترل عمل دفع از حالت ارادي خارج شود .همچنين از نظر پزشكي و انتقال بيمارهاي مقاربتي يكي از روابط پر خطر جنسي رابطه از طريق مقعد ميباشد كه به علت تجمع باكتريها انتقال اينگونه بيمارهاي زودتر ميسر مي شود.

2) رابطه جنسي نرم يا بدون دخول (SOFT 3EX
) رابطه جنسي از نوع سافت يا نرم رابطه جنسي كه در آن عمل دخول انجام نميگيرد و از اينرو براي زنان محسوس تر ميباشد اين رابطه  نيز انواع مختلفي دارد

الف ) معاشقه (LOVELY 3EX
) بوسيدن ، لب گرفتن ،  نوازش كردن و بكار بردن حرفهاي زيبا و عاشقانه نيز در اين رابطه قرار دارد در اين رابطه احساسات حرف اول را ميزند و بار مثبت زيادي بهمراه دارد از اينرو در دوران پيش از اردواج ( نامزدي و عقد) اين رابطه توصيه مي شود البته در اين رابطه دو طرف نبايد سعي در تحريك يكديگر داشته باشند.

ب) رابطه جنسي دهاني  ( ORAL3EX
) اورال *** يا *** دهاني  از نظر پزشكي رد نشده هر چند توصيه هم نميشود در اين رابطه دهان نقش مهمي را ايفا مي كند ليسيدن و مكيدن آلت تناسلي مردانه و زنانه  ، نكته مهم اينكه اين نوع ارتباط فقط بين شركاي جنسي ثابت (زن و شوهر) توصيه مي شود به علت مسايلي همچون  نظافت وپاكيزگي و عدم ابتلا به بيمارهاي كه از طريق رابطه جنسي انتقال مي يابند در مورد انتقال اين بيماريها در صورت زخم بودن نواحي اطراف دهان و يا دستگاه تناسلي و تماس اين دو عضو با هم احتمال انتقال اين نو ع بيماريها بعيد نيست   وارد شدن مني در دهان يا مايع ترشح شده از واژن زنان در دهان از نظر شرعي حرام است همچنين از نظر پزشكي توصيه مي شود از وارد شدن ترشحات خروجي از الت تناسلي مرد و زن به دهان  خوددراي شود   در اين رابطه افكار رواني بر كيفيت و كميت آن تاثير گذار ميباشد.

ج رابطه جنسي بدون دخول ( SOFT 3EX
) اما رابطه اصلي سافت *** عبارت است از مجموع رفتارهايي كه در آن بدون انجام عمل دخول يا همان هارد *** زوجين ارضا مي شوند

3) رابطه جنسي عضو  يا عمل محور  ( FETISH 3EX
) نوع خاصي از تفكرات جنسي كه معطوف به عمل خاص يا عضو خاصي از بدن شريك جنسي مي شود و افرادي كه از فتيش خاصي تبعيت مي كنند در روابط جنسي خود بيشترين زمان را به آن اختصاص مي دهند.

برخي دستورات و احاديث اسلام در باب رابطه جنسي بين زوجين :

اسلام دستور مى‏دهد همبستر شدن در پنهان صورت پذيردنه در حضور هوو ويا فرزندى كه صداى آنها را مى‏شنود وپيكرشان رامى‏بيند. از امام صادق‏عليه السلام روايت شده است كه فرمود: پيامبرصلى الله عليه وآله‏فرموده است: “سوگند به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست،اگر مردى با زنش در آميزد در حالى كه كودكى بيدار آن دو را مى‏بيندوصدايشان را مى‏شنود وصداى نفسهاى زن وشوهر به گوش اومى‏رسد اين كودك روى رستگارى را نخواهد ديد، اگر پسر باشد زناكار خواهد شد، واگر دختر باشد زانيه خواهد شد.”

اسلام كراهت دارد كه مردى ايستاده مباشرت كند وآن را كاردراز گوشها مى‏داند. در حديثى نبوى آمده است: “اى على! ايستاده‏با زنت جماع نكن كه اين كار دراز گوشهاست.”(۵۰۱)

نيز كراهت دارد مردى در شب مسافرت كه غالباً با اضطراب‏همراه است واحتمال ضعف مى‏رود، با همسرش همبستر شود. ازپيامبرصلى الله عليه وآله رسيده است كه حضرت‏صلى الله عليه وآله كراهت داشت مرد در شبى‏مباشرت كند كه آهنگ سفر دارد.(۴۹۳)

نيز بلافاصله پس از خوردن غذا با شكم پر نبايد همبستر شد.از امام صادق‏عليه السلام روايت است كه فرمود: “سه چيز بدن را ويران‏مى‏كند وچه بسا آدمى را بكشد: با شكم پر به حمام رفتن، با شكم پربا همسر آميزش كردن وازدواج با پير زنان.”(۴۸۹)

شايسته نيست آدمى با شهوت زن ديگرى خود را تحريك‏كند وسپس به شهوت آن زن با همسر خويش در آميزد، اين عمل برحسب روايت رسيده از پيامبرصلى الله عليه وآله مكروه است. چه، پيامبرصلى الله عليه وآله‏مى‏فرمايد: “اى على! با شهوت زن ديگرى با همسرت نزديكى‏مكن، زيرا در اين صورت من از آن بيم دارم كه اگر نطفه فرزندى منعقدگردد، كودك شما نامرد وبى عقل باشد.”(۴۸۳)

وهنگام نزديكى شايسته نيست زن را به شتاب اندازد، ونبايدتا وقتى كه نياز زن بر آورده نشده او را رها سازد. اسلام از زبان‏حضرت على‏عليه السلام اين چنين به ما تعليم مى‏دهد: “هرگاه فردى از شماآهنگ همسر خود كرد نبايد او را به شتاب افكند، زيرا زنان نيزنيازهايى دارند.”(۴۸۰) حكمت اين كار آن است كه اگر زنى كامياب نشودچه بسا در انديشه مرد ديگرى افتد. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: “چه‏بسا كسى از شما با همسرش همبستر شود وزنش از او چنان جدا شودكه اگر حتى مرد زنگى را هم ببيند به او در آويزد. پس هر كسى آهنگ‏همسر خود كرد بايد ميان آن دو ملاعبه‏اى صورت پذيرد كه اين بهتراست.”(۴۸۱)

 

هم آغوشي را براي آخر شب بگذاريد زيرا براي بدن مناسب ،براي فرزند دار شدن اميد وارتر و فرزند عاقل تر خواهد شد .    

            " امام رضا(ع)،سفينه البحار ،همان "

حلالي لذت بخش تر از هم بستر شدن با همسر نيست ،ولي زياده روي در اين امر نارواست ،ميانه روي در آميزش به سلامت آدمي مي افزايد و عمر را زياد مي كند. 

 

 

 

 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 387
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی 1390ساعت 8 AM  توسط nazi 

زک افرون و ونسا

اینم دو زوج خبرسازو عاشق پیشه

 

 

 

 

 

 

 

چقد به هم میان نه؟

 

 

 

 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 131
+ نوشته شده در  يکشنبه 25 دی 1390ساعت 6 PM  توسط nazi 

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد